بحران بنزین در ایران؛ یک هنرنمایی دستهجمعی که هیچکس مسئولش نیست
بین اعلام نرخ آزاد بنزین در کرمان و توقف این طرح، فقط شش ساعت فاصله بود.
نرخ آزمایشی ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومانی برای بنزین در کرمان اعلام شد، و پیش از آنکه بخش بزرگی از مردم اصلاً از آن باخبر شوند، اجرای طرح متوقف شد. این را میشود یک اشتباه اجرایی کوچک نامید. اما وقتی یک نهاد بزرگ تصمیمی به این اهمیت را اینقدر شتابزده اعلام و پس میگیرد، معمولاً ماجرا فراتر از یک خطای فنی است.
در این مقاله، ماجرای نرخ آزاد بنزین در کرمان را نه بهعنوان یک خبر جدا، بلکه بهعنوان نشانهای از یک الگوی آشناتر در تصمیمگیریهای اقتصادی ایران بررسی میکنیم: مسئولیت پراکنده.
چرا توقف طرح بنزین کرمان یک اتفاق ساده نیست
روشن است که ایده نرخ آزاد بنزین یکشبه شکل نگرفته بود. انتخاب کرمان بهعنوان محل اجرای آزمایشی هم تصادفی نبود. اما خبر، پیش از یک آمادهسازی همهجانبه لو رفت و با واکنش سریع متوقف شد.
این یعنی اجرای این طرح یا طرحی مشابه آن، نه شایعه است و نه منتفی. این یک سیگنال است؛ نشانهای از نزدیک شدن به یک تغییر اجباری بزرگتر در نظام قیمتگذاری بنزین در ایران.
ریشه بحران بنزین در ایران کجاست؟
سوال اصلی این است: چه شد که یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفتی روی کره خاکی، به روزی افتاد که مجبور به آزمایش نرخ آزاد بنزین در یک استان شود؟
پاسخ، یک سیکل بههمپیوسته از تصمیمها و عدمتصمیمهاست:
- تولید انبوه خودروهای پرمصرف
- مصرف روزانه غیرمتعارف بنزین
- نرخگذاری غیرطبیعی و فاصله زیاد با قیمت جهانی
- قاچاق گسترده بنزین به خارج از کشور
- عدم تکافوی تولید پالایشگاهها در برابر تقاضا
- عدم توسعه پالایشگاهها به دلیل تحریم
- اجبار به واردات و مصرف ارز برای جبران کمبود
- فشار مالی و ارزی سنگین بر دولت
- و در نهایت، جراحی دورهای نرخ بنزین؛ و بازگشت به نقطه سر خط
این سیکل نامتناهی، همان چیزی است که مردم ایران بارها آن را تجربه کردهاند.
چرا هیچ راهحل تکبعدی برای بحران بنزین کار نمیکند؟
اگر دولت فقط پالایشگاه بسازد، مشکل بهطور کامل حل نمیشود. اگر فقط قیمت را بالا ببرد، فشار اجتماعی ایجاد میکند. اگر جلوی قاچاق را هم به فرض محال بگیرد، مصرف داخلی همچنان بالاست. به خودروساز داخلی هم امیدی برای تولید خودروی کممصرف در کوتاهمدت نیست، و واردات خودروی کممصرف هم کار یکشبه نیست.
این دقیقاً همان جایی است که مفهوم «مسئولیت پراکنده» وارد میشود.
مسئولیت پراکنده؛ مسئله واقعی پشت بحران بنزین
در مدیریت سازمانی، وقتی مسئولیت یک نتیجه بین چند تیم تقسیم میشود، معمولاً هیچ تیمی خودش را مسئول نهایی نمیداند. هرکدام منتظر میمانند تا واحد دیگر تصمیم بگیرد. نتیجه، نه یک تصمیم بد، بلکه نبود تصمیم است.
حالا این الگو را در سطح کشور ببینید:
اگر وزارت صنعت کاهش اجباری مصرف در خودروهای تولیدی را دستور کار قرار داده بود؛
اگر مجلس برای خودروهای پرمصرف جریمههای کلان تصویب کرده بود؛
اگر راهنماییورانندگی با قوانین موجود جلوی تردد خودروهای پرمصرف را گرفته بود؛
اگر واردات بدون تعرفه گمرکی خودروهای کممصرف جاری شده بود؛
اگر وزارت نفت ظرفیت پالایشی را با اطلاعاتی که از این بحران داشت زودتر توسعه داده بود؛
اگر بخش خصوصی با مشوقهای اقتصادی و امنیت سرمایهگذاری به تولید دعوت شده بود؛
اگر وزارت اقتصاد از همان سال ۱۳۹۸، زمان جراحی نرخ بنزین، مدل یارانه را تغییر داده بود؛
اگر سازمان برنامه و بودجه این بحران را موضوعی غیرقابلاهمال دیده و با مطالعه تجربه سایر کشورها پیشنهادی منسجم ارائه داده بود؛
اگر بانک مرکزی بهجای تخصیص ارز به این حوزه، از جای دیگری صرفهجویی میکرد یا هزینه واقعی این تخصیص ارزی بر نرخ دلار را شفاف اعلام میکرد؛
اگر شهرداریهای کلانشهرها حملونقل عمومی مدرن را آنقدر توسعه داده بودند که جایگزینی واقعی برای کممصرفی مردم وجود داشت؛
اگر وزارت راه با توسعه حملونقل ریلی وابستگی به جاده را کم کرده بود؛
اگر سازمان استاندارد و محیطزیست سیاست سختگیرانهتری درباره اسقاط خودروهای فرسوده در پیش گرفته بودند؛
و اگر در رأس همه اینها، نهادی وجود داشت که این تصمیمها را از سازمانهای ذیربط مطالبه میکرد؛
به این روز نمیرسیدیم.
بحران بنزین ایران، حاصل یک هنرنمایی دستهجمعی است
بحران بنزین در ایران، محصول یک اشتباه واحد نیست. محصول جمعی از نهادهاست که بهجای اتخاذ هر یک از این تصمیمها، ترجیح دادهاند هزینه نهایی را صرفاً از مسیر گرانی بنزین از مردم بگیرند.
در زبان کسبوکار، وقتی مسئولیت یک نتیجه بین چند واحد سازمانی تقسیم میشود و هیچ واحدی پاسخگو نیست، سادهترین راهحل، انتقال هزینه به مشتری نهایی است؛ همان کسی که در این زنجیره، کمترین قدرت اعتراض رسمی را دارد.
آنچه در کرمان اتفاق افتاد، شکست یک طرح نبود. رونمایی زودهنگام از تصمیمی بود که دیر یا زود، با آمادهسازی بیشتر، دوباره روی میز خواهد آمد.
سازمانهایی که مسئولیت را پاس میدهند، بحران را حل نمیکنند؛ فقط آن را به تعویق میاندازند تا جای دیگری، با هزینهای بیشتر، سر باز کند.
نویسنده: محمد مارانی | کسبوکار منظم
